تبليغاتX
یادداشتهای فرانک

یادداشتهای فرانک

بس که از روی خیال تو به دل نقش زدم ....نه خلیل است و تبر چاره ی بتخانه ی دل


از «حسنین هیکل» - روزنامه نگار و نویسنده مشهور مصری - پرسیدند : شما مصریان با آن پیشینه ی درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؟
این نویسنده ی مشهور طی یک پاسخ کوتاه گفت: چون فردوسی نداشتیم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 10 قبل از ظهر  توسط فرانک  | 

وبلاگستان هم مثل خانه هاي متروكه اي شده كه گرد بوي غربت اش دل آدم را تنگ مي كنه...

ياد روزهاي اوجش بخير...

دوستان فعال و پر انر‍ژي كه مشوق نوشتن آدم بودند و حالا نيستند...

يادش بخير

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فرانک  | 

اینجا ایران است...سال جهاد اقتصادی!

سال اختلاس سه هزار میلیاردی!

سال سکه ی یک میلیون تومانی!

سال دلار دوهزار تومانی!

دست گل مسئولین عزیز درد نکنه



برچسب‌ها: سكه, اختلاس, دلار, جهاد اقتصادي
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 9 قبل از ظهر  توسط فرانک  | 

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بر دار ازین در وطن خویش غریب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 


اينجا - توي كوير ،ارزش هر قطره ي آب را به خوبي ميشه ديد .هرجا كه قناتي ،‌چشمه اي يا چاهي وجود داشته باشه ،‌ مي بيني كه آدما چقدر خوب ازش بهره مي برند.

نمونه ي ساده اش همين استخر كوچكي است كه ما احداث كرديم و قزل آلا توش پرورش مي ديم علاوه بر ارزش توليدي ماهي، كمك  شاياني به كيفيت آب و همين طور بهبود خاك كشاورزي مي كنه.

اینجا که نشستم و با جی اس ام مودم کانکت می شم تو این فکرم که چقدر زندگی توی این چند سال زیر و رو شده!

فکرش هم برام جالبه که چه راحت اینجا می نشینم و درباره ی تیلاپیلا - ماهی جدیدی که می خوایم توی استخر پرورش بدیم- تحقیق می کنم!کسب اطلاعات مفید چه راحت شده واقعا!

بعدش می شینم فکر می کنم که چقدر خود من عوض شدم!

چقدر دغدغه هام برای زندگی عوض شده!

و چقدر چيزهاي ديگه ...




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 5 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

یلدای خوب و همراه با شادمانی و روشنایی دلهاتون را آرزو می کنم و این شعر - که از سروده های قدیمم برای این جشن زیبای آریایی است را تقدیم شما می کنم.

دوباره گیسوی مشکین یار و شام دراز

دوباره دل شب یلدا به روشنی شده باز

 

هزار و یک شب  مادربزرگ و قصه ی عشق

دوباره قصه محمود و یاد زلف ایاز

 

به  جشن و شادی  و آوای  "فاخته*" بیدار

"تو ای پری بکجایی" شنیدن  و آواز

 

به سینه  نیت  فالی به عاشقی کردن

سرود مهر شنیدن ز حافظ شیراز :

 

"معاشران گره از  زلف یار باز کنید

شبی  خوش است بدین قصه اش کنید دراز"

 

انار و شیرینی و هندوانه و آجیل

فنای کینه یاران و  آشتی آغاز

  

دوباره روشنی میهن و غروب  خزان

سرود مهر و صفا در وطن  طنین انداز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

ننگ آيدم ز ظل هما گرچه چرخ دون

مي پرورد به سايه ي بال مگس مرا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 10 بعد از ظهر  توسط فرانک  |