تبليغاتX
یادداشتهای فرانک
از هر چه که سخن به میان آید
Image and video hosting by TinyPic

یغما ، من و بخت و شادی و غم با هم

کردیم سفر به ملک هستی ز عدم 

چون نوسفران ز گرد ره بخت بخفت

شادی سر خود گرفت ، من ماندم و غم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط فرانک  | 

 

 

به یاد" کوچه هایی که رفت و آمد داشت" و در سکوتی غریب فرو رفتند.

به یاد جوانان و مردانی که با شور و اشتیاق خشت بر روی خشت نهادند و برای با هم بودن و مهر ورزیدن ساباط هایی به این زیبایی را بنیان نهادند ،غافل از اینکه پنجه های سرد و سنگین بیل های مکانیکی ، با کمک فرزندانشان ، این بناهای منحصر به فرد را ویران خواهد نمود...Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط فرانک  |