تبليغاتX
یادداشتهای فرانک
از هر چه که سخن به میان آید

در کشوری که ذره ذره اش را طلاو نفت و سنگ های قیمتی و گنج تشکیل می دهد بسیار زننده است که بر روی پیراهن تیم ملی اش نام زرماکارون نقش ببندد.

ای کاش فرصت طلبان امروز کمی شان بعضی چیزها را در نظر می گرفتند و به جای پرداختهای چندصد میلیونی به دلالها برای تامین هزینه هایشان روش های بهتری پیدا می کردند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

در ادبیات همه ملل همواره شعر و موسیقی در کنار هم و به صورت تلفیقی قرار می گیرند و موسیقی ملی هرکشور تا حد زیادی به ادبیاتش بستگی دارد.

این اتفاق در زبان فارسی نمود بسیار دارد.بطوری که با نگاه به برخی غزلیات حافظ ،  سعدی ، مولانا و بزرگان شعر فارسی حس می کنیم این شعر به صورت ترانه سروده شده است.

یکی از بخش های غنی ادبیات ما سروده هایی است که حالت نوحه و مرثیه دارند . این گونه و درونمایه   قدمتی به بلندای تاریخ شعر و ادبیات ما دارد.حتی در میان سروده های ملی و دینی باستان ما  نیز می توان نمونه هایی از این نوع شعر را سراغ گرفت که خود نیازمند تحقیقی جداست.

در میان نوحه سرایان فاجعه کربلا ، یغمای جندقی دارای جایگاهی رفیع و منحصر به فرد است.این شاعر کویر را مبدع سبک خاصی از شعر با عنوان نوحه سینه زنی می دانند و پروفسور ادوارد براون در تاریخ ادبیات ایران از وی به این عنوان یاد کرده است.

یغما با ایجاد گونه ای شعر که از کم یا زیاد  کردن بخشی از مصرع دوم  به وجود می آید ، این سبک آهنگین را برای عزاداری های دهه عاشورا بنیان نهاد.به جز نوحه های سینه زنی ، بسیاری از نوحه های یغما و فرزندانش(خصوصا اسماعیل هنر و احمد صفایی ) دارای موسیقی خاص خود هستند که از سبک شعری  همانند تصنیف برخوردارند.به عنوان نمونه به بخش نخست این نوحه که در دشتی نگاه کنید:

ای اکبر ای رعنا جوان وای وای   

درمان دل آرام جان وای وای

سوی عدو آهسته ران وای وای

سرو آزادم ، برادر، شاخ شمشادم برادر، جان ناشادم ای برادر (بند گردان)

کسانی که دستی در سرودن شعر و تصنیف و ترانه دارند به خوبی از این موضوع آگاهند که شعر ِ بسیاری از تصنیف ها و ترانه ها بر روی ملودی ساخته شده و در ابتدا بایستی شاعر یک آهنگ و ملودی را در ذهن خود بپروراند و آن گاه شعر مورد نظر را بر رویش قرار دهد.بنابر این سرودن تصنیف بسیار مشکل تر از سرودن شعر است.

تنوع آهنگ و دستگاه در این نوحه ها بسیار زیادند.چهارگاه ، سه گاه ، ابوعطا ، همایون ، شوشتری ، شور و دشتی ،آواز بخش عمده این نوحه ها هستند.فرضا نوحه:"آشوب به هم برزده ذرات جهان را/کامشب شب قتل است" در چهارگاه سروده و اجرا شده ، یا :"میرسد خشک لب از شط فرات اکبر من/نوجوان اکبر من" که در همایون اجرا شده . مرحوم سید جواد ذبیحی نیز آن را پیش از انقلاب خوانده و بارها از رادیو پخش گردیده است.

موسیقی این نوحه ها-که رکن اصلی آن را تشکیل می دهند- اگرچه سینه به سینه توسط مردم و بویژه ساکنان منطقه کویر حفظ و به نسل جدید منتقل شده اما هرگز به صورت مکتوب در جایی ضبط نگردیده اند و این خود نیازمند تلاشی مستقل جهت شناسایی مایه و دستگاه موسیقی و همین طور نت نویسی است .در غیر این صورت به مرور زمان آهنگ اصلی این دست سروده ها از میان خواهد رفت.شخصا امیدوارم بتوانم با نت نویسی و ثبت این نوحه ها سهمی در حفظ این گونه شعری از خطر تغییر و حتی نابودی آهنگ اصلی شان داشته باشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

سلام

بعد از یه وقفه طولانی امروز فرصت شد بیام و دوباره بنویسم.تو این مدت کارها کردم!مسافرتها رفتم به تنهایی ، سرما خوردم خراب ، کلاسهای مدرسه را به آخر رساندم به زحمت و مقداری زندگی را به جلو روندم.

امروز دانش آموزهای کلاس سومم امتحان ادبیات فارسی دارند با سوالهای سراسری...خدایا کمکشون کن تا هم اونا موفق باشن و هم من در اولین ترم معلمیم آبروداری کرده باشم!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط فرانک  |