تبليغاتX
یادداشتهای فرانک
از هر چه که سخن به میان آید

با نگاهی به شعر حماسی" آن خس و خاشاک تویی" و از زبان ندا و ده ها جانباخته ی راه آزادی...

حیله و نیرنگ تویی ، جوهر بی رنگ تویی

جغد بدآهنگ تویی ، کشته به منقار مرا

 

واقعه ی شوم تویی، دشمن این بوم تویی

ضربه ی باتوم تویی، گوشه ی دیوار مرا

 

کور تویی ، زور تویی، هاله ی بی نور تویی

قاتل منفور تویی ، بسته به رگبار مرا

 

آن خس و خاشاک تویی، پست تر از خاک تویی

زاده ی ضحاک تویی، نیشتر مار مرا

 

مصدر ارعاب تویی، جعفر کذاب تویی

جاعل نایاب تویی، کرده ای انکار مرا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

امروز آشنایی از من پرسید " آیا بعد از این هم رای می دهم و منتظر رسیدن انتخابات بعدی خواهم ماند" و من پاسخ دادم : حتما رای خواهم داد و حتما منتظر انتخابات یازدهم خواهم ماند.

منتظر می مانم تا حداقل چند روزی قبل از انتخابات فضای سیاسی کشورم باز شود و دریچه ای تازه به روی مردم گشوده گردد.

منتظر خواهم ماند؛ چرا که همین انتخابات با وجود تقلب فراوان و اعتراضات گسترده ی مردم موجب شد عده ای از مردم ما که شناخت کافی از سردمداران دولتی نداشتند ، آنها را بهتر بشناسند و مجموعه دروغ های آنها را باور نکنند.

رای خواهم داد - گرچه رایم را بنام دیگری بخوانند- چرا که معتقدم از حد اقل بسیار ناچیز حق خودم از دموکراسی استفاده کرده ام و دولت را مجبور به کاربردن تقلب کرده ام.

رای خواهم داد تا جهانیان بدانند و ببینند چگونه دولتی که با تقلب در قدرت باقی مانده خفقان را بر جامعه حاکم می کند و SMS، اینترنت و روزنامه ها را به تعطیلی و خاموشی می کشاند.

باز هم رای خواهم داد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

ای خطه ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی، از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته خویش نداری کفن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من

ملک الشعرا بهار

دانلود این تصنیف با صدای شادروان ایرج بسطامی

تا مشخص شدن تکلیف انتخابات

هر شب ۳۰/۱۰تا 12

بانگ الله اکبر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند

دلگیر دلگیرم

از این همه دروغ

از این همه فریب

از این همه سیاهی

باید رفت از این کشور

باید رفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

طی این چند هفته برای  انتخابم بسیار مردد بودم و میان صراحت ، جسارت و شعارهای انتخاباتی جالب  کروبی و صداقت ، مدیریت  و مهمتر از آن اقبال عمومی مهندس موسوی دو دل بودم.اما هرچه گذشت بیشتر به این باور  رسیدم که در این زمان رای دادن به آقای موسوی حیاتی ترین انتخاب ممکن است و امروز مصمم شدم که به ایشان رای دهم.

در واقع سالم ترین فرد در میان این چهار کاندیدا آقای میرحسین موسوی است.چرا که هرگز وعده ای که غیر قابل عمل باشد به مردم نداده ، شخصی است که سابقه ی درخشان مدیریت کشور در دوران جنگ را داشته (دورانی که با تحریم نفتی و هزینه های سرسام آور جنگ روبرو بودیم و امروز آقای احمدی نژاد تورم ۲۵ درصدی اش با نفت ۱۴۰ دلار را با تورم و مشکلات دوران جنگ مقایسه می کند و جالب این است ).

فردا، رای دادن به مهندس موسوی ، نه گفتن به دروغگویی است که در ظرف چند دقیقه نزدیک به پنجاه دروغ را پشت سرهم ردیف می کند.

فردا ، رای به موسوی رای به تخصص و روشنفکری است.

شک نکنیم که میرحسین بهترین انتخاب ممکن خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط فرانک  | 

عاقبت در یک شب از شبهای دور

کودک من پا به دنیا می نهد

آن زمان بر من خدای مهربان

نام شورانگیز مادر می دهد

                بینمش روزی که طفلم همچو گل

                در میان بسترش خوابیده است

                بوی او چون عطر پاک یاسها

                در مشام جان من پیچیده است

پیکرش را می فشارم در برم

گویمش چشمان خود را باز کن

همچو عشق پاک من جاوید باش

در کنارم زندگی آغاز کن!                

                                                   ؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فرانک  | 

می پرسم: انتخابات نزدیکه ، شما و اهالی روستاتون به کی رای می دید؟!

می گه: معلومه خانم معلم! هرجا فقر باشه مردم به احمدی نژاد رای می دن!

می پرسم: چرا؟ مگه احمدی نژاد تونسته فقر را از بین ببره یا لااقل کمترش کنه؟

می گه: به هر حال از رفسنجانی و خاتمی بهتر بوده ، سهام عدالت بهمون داده ، من خودم ۲ بار از نزدیک دیدمش ، مثل خودمونه ، کی جز احمدی نژاد بهمون پول سهام عدالت را می داد؟

می پرسم: تو این ۴ سال ، چه تعداد از بیکارها سرکار رفتن ، کدوم یکی از مایحتاج اولیه زندگی تو روستای شما ارزان تر و فراوانتر شده ، زندگی و امکانات محیطی چقدر پیشرفت کرده؟

می گه: از کار نپرسید که بیکاری چندبرابر شده ، خیلی از کسانی که در شهر کارگر کارخانه ها هم بودند بیکار شدن و به روستا برگشتن ، هزینه ها سرسام آور زیادشده و مردم پول نان هم ندارند...

دوباره می پرسم: گفتید به کی رای میدید؟

می گه : معلومه ! به دکتر احمدی نژاد...به کسی که مثل خودمون زندگی می کنه و دردامون را می فهمه...

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط فرانک  |