|
از هر چه که سخن به میان آید
|
دلم گرفته خدا زین زمانه ای که رسید
از این سیاهیِ ناپاک مردمان پلید
ز خنجری که خراشید سینه ی سهراب
ز اشک مادر غمدیده ای که داغ چشید
ز چهره های جفاپیشگانِ زشت نهاد
که نیست بر لبشان غیر شیوه ی تهدید
به گوشه گوشه ی این خاک لاله روئیده
ز خونِ سرخِ جوانان "راه سبز امید"
دلم گرفته خدایا ،نگاه کن کامروز
چگونه قامتِ مامِ وطن ز غصّه خمید
کسی که خود خس و خارِخیانتِ وطن است
گل بهار وطن را به خار و خس نامید
به عاشقان وطن ، تهمت خیانت زد
کسی که خاکِ وطن را به اجنبی بخشید
**
شما که در پی قدرت چو گرگ خونخوارید
شما که خون ندا را به خاک می ریزید
نمی توان که به ارعاب و زور و خونریزی
ندای حق طلبی را درون ما بکُشید
اگر که خون من اکنون بهای آزادی است
به نام ایران ما رابه خاک و خون بکِشید
فدای خاک وطن باد خون در رگ ما
که سرفراز بود جاودانه نام شهید
**
تو ای شریف گرانقدر ای شهید وطن
گمان مبر که گل سرخ آرزو خشکید
که خون پاک تو چون سرخی سپیده دم است
سحر شود شب ایران زنور این خورشید
بخند هموطن ، امیّدوار باش به حق
"که هست در پی شام سیاه، صبح سپید"*
**تو فکر برون رفت از بلاگفا هستم...به زودی ان شا الله
***خبر ، هولناک است اما ؛ پرویز مشکاتیان هم رفت...
سراینده ی تصنیف "همراه شو عزیز" و سازنده ی آثاری چون بیداد، قاصدک، دستان و...و بسیاری از آثار برجسته ی سه دهه اخیر موسیقی ایران صبح امروز بعلت ایست قلبی درگذشت...روحش شاد
عاقبت، از پس روزهای بی شمار و انتظاری شیرین ، در نخستین روز شهریور دختر من پا به دنیا نهاد...
آمد ، تا به زندگی من رنگ و بویی دیگر دهد.
آمد ، تا سکوت خانه را بشکند هرچند با گریه هایش...

همه می گن شبیه خودمه ، البته هنوز زوده واسه این که بگیم شبیه کیه

این روزها غرق در شادی ام؛ نمی تونید تصور کنید چه حس خوبی دارم!