بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست بهبود از آن دو نرگس بیدارم آرزوست
ای دیده خون ببار که یک ملتی بخواب رفته است و من دو دیده بیدارم آرزوست
بیدار هر که گشت در ایران رود به دار بیدار و زندگانی بی "دار"م آرزوست
تجدید عهد دوره سلطان حسین شد یک مرد نو چو نادر سردارم آرزوست
ما را به بارگاه شه ، عارف اگرچه راه نبود ولیک پاکی دربارم آرزوست ...
عارف قزوینی این غزل زیبا را در یادبود یکی از دوستانش در کرمانشاه که در سال 1919 اعدام گردید سرود و ر کنسرت مشهد که به دعوت کلنل محمدتقی پسیان برای جمع آوری هزینه ی بنای مقبره فردوسی برگزار کرد آن را با آوای خوش خواند...
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۵ ب.ظ توسط فرانک
|