طاهره ملقب به قره العین شاعره آزادیخواه و ملی عصر قاجار است که به سبب گرایش مذهبی اش به بابیت(که آن هم خود در نتیجه میل به آزادی خواهی و عدالت بود) به قتل رسید و همین گرایش مذهبی سبب شد که نویسندگان عصر قاجار این روحیه ملی و آزادیخواهی او را سانسور و چهره ای فوق العاده زننده از او به نمایش بگذارند.
این زن ایرانی را بدون شک می توان از نخستین فعالان حقوق زن در ایران دانست.
قره العین، سمبلی برجسته است از یک زن، که در طی حیات 36 ساله خویش لحظه ای از مبارزه با اوهام و خرافات باز نماند. قره العین فریادی است برخاسته از دل زمان، فریادی از اعماق، از اعماق دردها و رنجهای زن ایرانی که هنوز هم به گوش می رسد. فریادی است راه جسته در تکامل تاریخ که مع الاسف نام و آوازه اش گرفتار مورخین وابسته به دربارها و خانها شده، که آنان نیز چهره اش را در هاله ای از ابهام نهاده، با زشت ترین عناوین همراه نموده اند.
این غزل دلکش و شیرین را طاهره قره العین سروده و همه ما با آوای گرم استاد شجریان شنیده ایم:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم ترا نکته به نکته مو به مو
مي رود از فراق تو خون دل از دو ديده ام
دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو
از پي ديدن رخت همچو صبا فتادهام
خانه به خانه در به در كوچه به كوچه كو به كو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرين خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم خال تو صيد نموده مرغ دل
طبع به طبع و دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ تار به تار و پو به پو
در دل خويش طاهره گشت و نديد جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

تصویر طاهره (قره العین) همانگونه که یک خانم نقاش فرانسوی ترسیم کرده
و این غزل آهنگین و پر محتوا نیز از اوست:
لمعات وجهک اشرقت، وشعاع طلعتک اعتلا
زچه رو الست بربکم نزنی، بزن که بلا بلا
به جواب طبل الست او، ز ولا چو کوس بلا زدم
همه خیمه زد به در دلم، سپه غم و حشم بلا
پی خوان دعوت عشق او، همه شب زخیل کروبیان
رسد این صفیر مهیمنی، که گروه غم زده الصلا
من و مهر آن مه خوبرو، که چو زد صلای بلا - بر او
به نشاط و قهقه شد فرو، که انا الشهید- بکربلا
چه خوش آنکه آتش غیرتی زنی یم به قله ی طور دل
فدککته و سککته متدکدکا متزلزلا
و شنید ناله ی مرگ من، پی ساز من شد و برگ من
فاتی الی مهرولا ، و بکی علی مجلجلا
تو که فلس ماهی حیرتی چه زنی زبهر وجود دم
بنشین چو[صحبت] ودم به دم بشنو خروش نهنگ لا
امیدوارم غبار دروغ و ناسزاهایی که در حق این زن که بزرگترین جرمش باسواد و اهل مطالعه بودن است در عصر ما برداشته شود تا بهتر زندگانی او را مورد تحقیق و قضاوت قرار دهیم.