چهارده مرداد ، سالگرد مشروطیت ایران است ، مشروطیتی که  به دلیل جهل عمومی مردم و نا آگاهی از مواهب و فواید و از همه مهم تر طریقه استفاده از حقوق و قوانین آن با شکست روبرو شد

بررسی تاریخ مشروطه بدون درنظر گرفتن مخالفان آن امکان پذیر نیست.و البته می دانیم که در میان طبقه روحانی جامعه نفر اول مخالفان مشروطیت کسی نیست جز شیخ فضل الله نوری.

شیخ فضل الله نوری یکی از برجسته ترین روحانیون زمان خود و از نظر علوم دینی هم ردیف و چه بسا بالاتر از بهبهانی و طباطبایی ، دو روحانی مشروطه خواه ایران بود.

در بدو امر چنین به نظر می رسد که تا شیخ فضل الله تا حدی با مشروطه همراه و همگام نیز بوده است و آن گاه که احساس کرد مشروطیت تا حدودی با قوانین شرعی مخالف است ، میانه اش با ملیون و مشروطه طلبان جدایی افتاد.

اساس حرف شیخ این بود که به موازات مجلس شورا باید یک هیات نظارت بر تصویب قوانین و تطابق آن با شرع وجود داشته باشد(چیزی نظیر شورای نگهبان در جمهوری اسلامی) و البته مشروطه را مشروعه می خواست ؛ و روشن است که مشروطه مشروعه نسخه ای دیگر از همان دیکتاتوری خواهد بود.

شیخ فضل الله اگرچه از علما بزرگ تهران بود ولی وضع او وضع اعیانیت بود.از بعض کلمات شیخ فضل الله معلوم می شود که مسلک مشارالیه با مسلک سایر علما مخالف بود. از آن جمله یکی از ثقات نقل کرد: وارد شدم بر حاج شیخ فضل الله در حالتی که سفره نهار او گسترده بود و اقسام غذاهای لطیفه و مربیات مشتبهه و لحوم طیر ممایشتهون نیز حاضر بود.سفره او را از سفره صدر اعظم ایران بهتر دیدم.

ناظم الاسلام کرمانی در باره مذاکراتش با شیخ فضل الله پیرامون تنبیه میرزا محمدرضا(از مبارزان مشروطه در کرمان) می نویسد:

شیخ رو کرد به مجد الاسلام و گفت: " گفتم که مفسد و شریر را باید سیاست و تنبیه نمایند ما اهالی ایران شاه لازم داریم ، عین الدوله لازم داریم ، چوب و فلک و میرغضب لازم داریم ، ملا و غیر ملا ، سید و غیر سید باید در اطاعت حاکم و شاه باشند.برای یک نفر آخوند که چوب خورده است نمی توان مملکت را به هم انداخت.این اقدام تو مثل آن مهملاتی است که در روزنامه می نویسی ، مشروطه و جمهوری را در روزنامه اسم بردن و منشاء فساد شدن مشروع نیست".

شیخ مشروطیت را نغمه بیگانه می دانست و  در برابر مشروطه خواهان در موضع مخالف قرار گرفت .این مخالفت سرانجام میانه او و ملیون را خونین کرد و شیخ در مسیری قرار گرفت که خود نیز متصور نمی شد؛ مسیر حمایت از شاه.

 همین شیخ فضل الله نوری بود که  مجلسی از بعضی روحانیون در باغشاه تشکیل داد ، در این مجلس شیخ الاسلام کردستان چنین بیان داشت:

ما نمایندگان ملت کردستان به صدای رسا که عموم سفبرا و نمایندگان دول هم جوار هم بشنوند – صریحا می گوییم  ما ملت بی عقل و بی تمیز شایسته نعمت مشروطیت نیستیم! و مزاج مملکت ایران هنوز استعداد این نوشدارو را ندارد! ما هنوز قیم لازم داریم.

حاج شیخ فضل الله نوری چون از باغ شاه به خانه بازگشت به مردم گفت:

الساعه از باغشاه می آمدیم و فاتحه مشروطه را خوندیم و قهوه آن را خوردیم!

و محمدعلی شاه به واسطه همین مجلس باغ شاه بود که مجوز شرعی سرکوب آزادیخواهان را کسب کرد.

سرانجام شیخ ،  پس از پیروزی مشروطه خواهان با محاکمه و اعدام در میدان توپخانه رقم خورد.

 آنچه شیخ فضل الله را با سایر مخالفان مشروطه متمایز می کند این است که مانند دیگران ، آن دم که می توانست با پیوستن به صف ملیون جان خود را از مرگ برهاند ، رنگ عوض نکرد و همچنان بر موضع خود ایستادگی کرد و البته مرگ را بر پناهنده شدن به سفارت خانه بیگانه ترجیح داد.