پس از تسلط اسکندر بر ایران ، یکی از مهمترین مشکلات اداره ی این کشور برای او و جانشینانش شکاف فرهنگی میان مردم ایران با آنان بود.

هرچند سلوکس زن سغدی گرفت و نژاد سلوکیان با ایرانیان در هم آمیخت اما این مساله هم کمکی به یونانیان ننمود.دامنه ی این اختلاف فرهنگی تا جایی پیش رفت که سلوکیان تصمیم به مقیم کردن کوچ نشینان یونانی در سرزمین های تحت تصرف خویش گرفتند و به بیان دیگر خواسته یا ناخواسته سعی در یونانی کردن فرهنگ ایرانیان کردند.

مشکل دیگر سلوکیان عدم توجه به آبادانی و عمران شهرها و مناطق مختلف ایران بود که این موضوع نیز زمینه ساز نارضایتی مردم ایران را فراهم می کرد.

به هر حال  تلاش های یونانیان در تزریق فرهنگ بیگانه به مردم ما دیری نپایید که نتیجه ی عکس داد.یعنی اوضاع حکومت سلوکیان آشفته گردید و جنبش مبارزه با بیگانگان توسط ارشک بنیان نهاده شد.

تا زمان مهرداد دوم این مبارزات ادامه داشت و سرانجام مهرداد دوم پس از تصرف سراسر بین النهرین و نیز آزاد سازی  نواحی شرقی هرات و پارت  رسما خود را پادشاه خواند .

مهرداد دوم ، جهت قانونی نمودن حکومت خود ، اشکانیان را وابسته به هخامنشیان معرفی نمود و این مساله به حاکمیت ایشان در نظر ایرانیان مشروعیت بخشید.

مهرداد دوم پس از این پیروزی ها به امور کشور نظم و سامان بخشید .راه اقتصادی معروف ابریشم در زمان این پادشاه گشوده شد.

بدین ترتیب تلاشهای چندین ساله ی ایرانیان در رهایی از چنگال بیگانگان به ثمر نشست و نخستین سلسله ی ایرانی پس از حمله ی اسکندر در این کشور بنیان نهاده شد.

اگر منصفانه نظری به تاریخ بیاندازیم باید قبول کنیم که آزادی های مذهبی و فرهنگی در دوره ی اشکانیان کمتر از هخامنشیان نبوده و شاهان اشکانی نیز از مقبولیت خوبی در نزد مردم برخوردار بودند.

ادامه دارد...