حدود هفتاد سال پیش برتلس ، خاورشناس روسی در نخستین کنگره ی فردوسی درباره او چنین تعابیری را به کاربرد:

 "فردوسی حماسه ی خود را به تمام نمایندگان آن عرضه می کند و با صدایی رعد آسا به آنها فریاد می زندکه: شما همیشه مظهر و پشتیبان نیکی بوده اید.آماده باشید ، خطر جدیدی در راه است .کشورگشایان جدیدی سربلند کرده اند.به نیاکان خود تاسی جویید تا روزگار سعادت جمشید را دوباره تجدید کنید.

این است مقصود بزرگ حماسه سرای ایران که مقصودی بس بزرگ اما اجرا نشدنی بود...آفتاب بزرگ ایران زمین افول کرده بود و کاخ آرزوهای شاعر فروریخت.این است که شاعر از آنها سیرشده ...مجبور بود آمال و آرزوهای خود را به خاک بسپارد...

فردوسی یکی از بزرگترین شعرای دنیاست که در تاریخ ایران سرنوشت حزن انگیزی نصیب وی شده، تراژدی زندگانی فردوسی با تراژدی ملت ایران به هم آمیخته بود و از این روست که ایران برای تجدید قوای خود همواره دست به دامان این گنجینه ی بی قیاس می زده".

به راستی   وطن پرستی فردوسی در میان شاعران و اندیشمندان ایران زمین کم نظیر و شاید بی نظیر باشد.این شور میهنی فردوسی است که او را از "عنصری" ها و "فرخی سیستانی" ها جدا               می سازد.وگرنه فردوسی نیز می توانست با پیوستن به دیگر شاعران درباری زندگی شاهانه ، اما بی ارزشی برای خود مهیا سازد، اما ترجیح داد برای همیشه ایرانی بماند و گوهر پربهای  لفظ دری را  درپای خوکان نریزد.ترجیح داد زبان پارسی زنده بماند ، حتی اگر همه ی نقد عمر خویش را در این راه بگذارد.

پس از تجربه ی نسبتا موفق ملی رسانه های غیر دولتی در نامگذاری سال ۸۶ به نام کوروش کبیر جمعی از دوستان اینترنتی ،و از جمله  بهزاد عزیز پیشنهاد نامگذاری سال ۱۳۸۷ خورشیدی به نام حکیم ابوالقاسم فردوسی را داده اند.

 پیشنهاد بسیار پسندیده ای است و امیدواریم با تداوم این حرکتها نام عاشقان این میهن بیشتر بر زبانها و دلهای مردم ما جاری شود؛باشد که از این راه ادای دینی به این بزرگ مرد ادبیات ایران کرده باشیم.

از دوستانی که توانایی طراحی لوگو و آرم و... دارند دعوت می شود با پیوستن به این فراخوان ملی گوشه ای از زحمات عمر حکیم توس  که بی شک بیشترین سهم در حفظ زبان فارسی و داستانهای ملی ما دارد را جبران نماییم.