من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند

دوستان گریان شوند و دیگران گریان کنند

 

من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من

ای پدر جان، ای عمو جان، ای برادر جان کنند

  

من نمی خواهم برسم سوگواری یا خبر

در جراید قصه مرگ مرا اعلان کنند

  

من نمی خواهم پی تشییع من خویشان من

 خویش را از کار وادارند و سرگردان کنند

  

 من نمی خواهم پی آمرزش من قاریان

 با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند

 

 

من نمی خواهم که اشعار من و آثار من

 ثبت در دفتر کنند و جمع در دیوان کنند

 

 من نمی خواهم که در ترحیم من یاران من

 مجلسی سازند و تحسین مرا عنوان کنند

  

آنچه در تحسین من گویند بهتانست و بس

 من نمی خواهم مرا آلوده بهتان کنند

   

من نمی خواهم بکوی خانه ام همشهریان

 شامگاهان ز این سوی و آن سوی آتشخوان کنند۱

  

من نمی خواهم خدا را بیگناهی گوسفند

 بهر اطعام عزاداران من قربان کنند

   

من نمی خواهم که از اعمال ناهنجار من

 ز ایزد منان تمنا بخشش و غفران کنند

   

جان من پاکست و چون جان پاک باشد باک نیست

 خود اگر ناپاک تن را طعنه نیران کنند

 

من نمی خواهم و گرچ این خواستن بس نابجاست

 کاین تن فرسوده ام را دفن در تهران کنند

 

در نمكزاري كجا از هر طرف فرسنگ هاست

 پيكرم را بي كفن، بِي شستشو پنهان كنند

                                     حبیب یغمایی                                                               

  بیست و چهارم اردی بهشت ماه ،‌ بیست و پنجمین سالگرد درگذشت حبیب یغمایی ،‌ مدیر مجله ی ادبی یغما است. یادش گرامی که در هیاهوی زمانه ی خود پاک زیست و نامش جاودانه ماند.

-----------------------------------------------------

۱- در منطقه ی خور بیابانک ، رسم است پس از خاکسپاری میت ،‌ در مقابل خانه ی او و میانه ی کوچه اش ،‌ آتش افروزی کنند و مردان سوگوار بر در سرای او  و در دو سوی کوچه می ایستند.شاعر به این آیین اشاره دارد.