سعدي
در میان سخنوران پارسی سعدی ستاره ای بی همتاست.چنان که بسیاری از سرایندگان و شاعران پس از او که خود نامهای بزرگی دارند در بسیاری از سروده های خود از وی الهام گرفته اند.حتی حافظ که خود بزرگترین غزلسرای ماست در چندین غزل از سروده های سعدی وام گرفته .
يكي از ويژگي هاي آثار سعدي اين است كه سخنش با وجود گذشت نزديك به هفتصد سال همچنان با زبان محاوره اي امروز ما همخواني دارد و حتي براي كودكان نيز سنگين و ثقيل نيست.به راستي اين اعجاز را در آثار كدام شاعر ديگر مي توان يافت؟
امروز روز بزرگداشت سعدی است، گرچه بر ايرانيان و فارسي زبانان است كه هر روزشان را با خواندن يك حكايت شيرين از گلستان سعدي آغاز كنند و بزرگداشت و ياد از سعدي را به يكم ارديبهشت بسنده ننمايند.
اين غزل دلنشين سعدي پيشكش شما:
| هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم | نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم | |
| به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم | شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم | |
| حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد | دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم | |
| مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی | که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم | |
| من رمیده دل آن به که در سماع نیایم | که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم | |
| بیا به صلح من امروز در کنار من امشب | که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم | |
| مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم | که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم | |
| به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت | که تندرست ملامت کند چو من بخروشم | |
| مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن | سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم | |
| به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل | و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم |
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۸ ق.ظ توسط فرانک
|