آورده اند:

چون فردوسی مُرد شیخ ابوالقاسم کرگانی به نماز جنازه حاضر نگشت و گفت: فردوسی تمام عمر خود را در مدح گبران و زرتشتیان و آتش پرستان گذرانیده، چگونه بر او نماز میت بخوانم؟

      چون شب شد شیخ ، قصری عظیم  دربهشت را به خواب دید .بدان داخل شد و دید که فردوسی همراه با فرشتگان در آن نشسته،شیخ از خجالت خواست که بیرون آید،فردوسی برخاست و سلام کرد و گفت:

    "ای شیخ ، اگر تو بر من نماز نکردی ، ایزد تعالی چندین هزار فرشته فرستاد تا بر من نماز کردند و این مقام ، پاداش یک بیت بر من دادند که در توحید گفته ام:

جهان را بلندی و پستی تویی        همه نیستند آنچه هستی تویی"

 شیخ از خواب بیدار شد و هماندم به زیارت تربت فردوسی عازم گردید و از روح پاکش معذرت جست.*


*ریاض السیاحه ص ۱۰۵