خیلی وقت بود فرصت نمی کردم کتاب بخرم و البته تصمیم گرفته بودم کتاب های «نیمه خوانده» ام را به پایان برسونم.

اما امروز صبح تصمیم گرفتم «خمسه نظامی» را بخرم . جالبی کار این بود که دو چاپ مختلف این کتاب را موجود داشت که از لحاظ ظاهر هیچ فرقی نمی کردند ؛ تنها تفاوتش در قیمت ها بود: یکی 35000 تومان و دیگری 14000 تومان!

این روزها باید بگردی و کتاب های چاپ زیر سال 89-90 تو کتاب فروشی ها را جمع کنی !

چند بیتی از لیلی و مجنون و رهانیدن مجنون آهوان را (به انتخاب من!):


چشمش نه به چشم یار ماند؟ ...........رویش نه به نوبهار ماند؟

بگذار به حق چشم یارش ..................بنواز   به    باد   نوبهارش

گردن مزنش که بی‌وفا نیست ............در گردن او رسن روا نیست

آن گردن طوق بند آزاد ......................افسوس بود به تیغ پولاد

وان چشم سیاه سرمه سوده ...........در خاک خطا بود غنوده

وان سینه که رشک سیم نابست........نه در خور آتش و کبابست

وان نافه که مشک ناب دارد................خون ریختنش چه آب دارد

وان پای لطیف خیزرانی ....................درخورد شکنجه نیست دانی

وان پشت که بار کس نسنجد.............بر پشت زمین زنی برنجد

....


بگذار که این اسیر بندی............. روزی دو کند نشاط‌مندی

زین جفته خون کرانه گیرد........... با جفت خود آشیانه گیرد

آن جفت که امشبش نجوید..........از گم شدنش ترا چه گوید؟

کای آنکه ترا ز من جدا کرد...........مأخوذ مباد جز بدین درد

گر ترسی از آه دردمندان..............برکن ز چنین شکار دندان

نظامی چه زیبا احساس لطیف و شاعرانه ی مجنون را به تصویر کشانده...