فیلم مادر ساخته علی حاتمی را بارها دیده ایم .فیلمی که در آن پیرزنی که سالها در خانه سالمندان زیسته قصد می کند برای روزهای واپسین حیات خود به خانه بازگردد ، البته به همراه همه فرزندانش.

رابطه نه چندان خوب دو پسر و سعی مادر در ایجاد ارتباط صمیمی بین آنها و آمدن فرزندخوانده مادر ، همه و همه ساخته پرورده ذهن پویای علی  حاتمی است.

اگر نگاهی دوباره به فیلم بیندازیم می تونیم به نظر من مقصود اصلی و نهفته حاتمی را به وضوح دریابیم و آن نگاه استعاره ای به شخصیت های داستان است که هر یک نمادی از اجتماع ایرانند.

مادر ، مام میهن است که تقریبا فراموش شده و سعی در اتحاد و دوستی میان کلیه بخش های اجتماع را دارد.

پسر بزرگ خانواده نماد قدرت وحاکمیت جامعه است.

پسر دوم نماد قشر روشنفکر و تحصیل کرده و اهل مطالعه را دارد.

غلامرضا ، پسر کوچکتر که خل و چل است ، نماد قشر عامه و تو سری خور مملکت را دارد.

دختر بزرگ خانواده که شکست خورده است ، نماد حقوق پایمال شده زن ایرانی است و دختر کوچکتر هم نماد واضحی از زن ایرانی که از نظر حاکمیت  انگار فقط خلق شده برای شست و شو و آشپزی و زاییدن و لاغیر.

فرزند خوانده اما، انگار نماد قومیت های ایرانی شده موجود در ایران است که اتفاقا شاید بیشتر به مام میهن عشق می ورزد.

کشمکش های میان محمدعلی کشاورز و امین تارخ نشان دهنده اعتراضات گاه و بی گاه قشر روشنفکر وسرکوب گری حاکمیت است.برخوردهایی که گاه کلامی است و گاه رنگ خشونت به خود می گیرد.

مرحوم علی حاتمی حالتی آرمانی را در انتهای فیلم آرزو می کند و آن پشیمانی حاکمیت از رفتار های گذشته خود و دوستی میان تمامی بخش های جامعه (حاکمیت ، روشنفکران ، طبقه رنج دیده و ...) است

حتی مرگ مادر در عین زیبایی نشان داده شده ، واقعا چگونه می توان مرگ را آن قدر زیبا جلوه داد و کدام هنرمندی قادر به خلق همچون اثری خواهد بود؟

از نظر من واقعا فیلم های علی حاتمی ارزش چندبار دیدن را دارند.